كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

333

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

و جاودانى گرديده است ( اگرچه داستان او در اين كتاب بسيار دور از حقيقت بيان شده است ) ، و رشدى براى معرفى محمد ( ص ) به عنوان يك فرد خشن و انتقام‌گير از اين حربه استفاده نموده است . او عبد اللّه بن سعيد ، برادر ناتنى عثمان بن عفان ، مىباشد . او در سال 622 هجرت نمود ، ولى به دلايلى نامعلوم ايمان خود را نسبت به وحى پيامبر از دست داد . او كه به مقام نويسندگى وحى پيامبر نيز ارتقا پيدا كرده بود در يك نوبت آيه‌اى را سر خود تصحيح نمود . زمانى كه محمد ( ص ) « عليم سميع » قرائت كردند او « عليم حكيم » نوشت . چون پيامبر متوجه اين تغيير نگرديد ، او به مكه برگشت و از اين موضوع نزد قريش داستانى بزرگ ساخت . « 1 » قرآن خود به محمد ( ص ) مىگويد كه هيچ كس حق تغيير پيام خداوند را ندارد و اگر كسى چنين كند پيامدهاى مرگبار در انتظار اوست . در اين مورد بخصوص امكان دارد كه محمد ( ص ) به علت جامعيت اين پيام دچار اشتباه شده باشد ، كه بسيار طبيعى به نظر مىرسد . عبد اللّه ، زمانى كه متوجه شد در ليست محكومين قرار گرفته است به عثمان پناه برد و تا زمانى كه از شدت هيجان فتح مكه كاسته نشده بود در حمايت او باقى ماند . آنوقت عثمان او را به نزد محمد ( ص ) آورده و براى او تقاضاى بخشش نمود . گفته مىشود كه پيامبر براى مدتى سكوت اختيار كرد و پس از آن مجازات مرگ را از وى برداشت ، ولى بعدا از همراهان خود گله كرد كه چرا در مدت سكوت او آنان عبد اللّه را نكشتند . اما عبد اللّه پس از رهائى از ليست سياه مسلمان شد و پس از فوت پيامبر نيز مقامى بالا در امپراطورى اسلامى پيدا نمود . تسخير مكه ، كه پيروزىهاى بدر و حديبيه پايه آن را ريخته بود ، « فتح » نام گرفت . فتح در لغت به معناى « گشودن » است و از آن به بعد به‌طور رسمى براى گشوده شدن دروازه‌هاى جديد بر روى اسلام به كار گرفته شد . با فتح مكه ، محمد ( ص ) پيام پيامبرى خود را به اثبات رسانيده بود . اما اين گشايش بدون هيچگونه خون‌ريزى و خشونت ، طراحى و عملى گرديد و دليل آن چيزى جز

--> ( 1 ) - اين قصه هم از آن قصه‌هاست . در طول دوران رسالت تا پايان عمر آن حضرت كلمه‌اى از كلمات و آيات قرآن از ياد آن حضرت نرفته است و يگانه مرجع مسلمين در صحيح‌خوانى و صحيح‌نوشتن آيات قرآن خود پيامبر بوده است و اين از معجزات آن حضرت است كه آيه‌اى را كه سال‌ها قبل بيان كرده‌اند دوباره همان را بدون كوچك‌ترين تغييرى بيان مىدارند .